
کتاب اتاق جیکوب ویرجینیا وولف ترجمه ی متین کریمی نشر روزگار
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
معرفی کتاب اتاق جیکوب
کتاب اتاق جیکوب نخستین رمان معروف سبک سیال ذهن ویرجینیا وولف، با روایتی منحصربهفرد زندگی مردی جوان را در بحبوحه جنگ جهانی اول به تصویر میکشد؛ مردی که از زندگی پر از آرامش و سکون خود وارد دنیایی وهمناک و مرگآور میشود که توان مواجهه با آن را ندارد.
در بخشی از کتاب اتاق جیکوب میخوانیم:
اتومبیلی پر از افسران ایتالیایی پا به پای قطار میآمد و گرد و خاکی راه انداخته بود. شاخههای انگور درختان را در آغوش گرفته بودند. و اینک ایستگاهی در پیش. و رفت و آمدی دلهرهآور... زنانی با چکمههای ساق بلندِ زرد و پسربچههایی با جورابهای راه راه. کتاب زنبورهای ویرژیل به سوی دشتهای لومباردی پر گشوده و حرفها به میان آورده بود. پیچش شاخههای تاک به دور نارون سنتی کهن به شمار میرفت. میلان... شاهینهایی با بالهای افراشته و به رنگ قهوهای جلا داده شده و که روی پشت بامها سایه میافکندند.
فضای داخل کامیونهای ایتالیایی در آن بعد از ظهر بسیار گرم، جهنمیشده بود. تنها شانسی که داشتند این بود که درِ پشت موتورخانه را تا بالا باز بگذارند تا هوا تهویه شود. البته با چکاچک صدای زنجیرهای زنگار گرفتهی آن. بالا... بالا... بالاتر... مانند قطار پشت سر مهم در حرکت بودند. نوک هر تپه پوشیده بود از فرش سبز درختان و در هر پستی، روستایی با خانههای سفید رنگ برپا شده بود. بالای هر قله، برجی خودنمایی میکند با سقفی صاف، با حاشیههای قرمز و شیب تندی رو به جلو. در ایتالیا تنها به یک دلیل مردم پس از نوشیدن چای پیادهروی نمیکنند؛ اصلاً فضای سبز ندارد. دامنهی تپه پر است از درختان زیتون. در ماه آوریل خاک سخت و کلوخی میشود. نه پلی... نه معبری و نه پلهای... و نه خبری از مهمانخانههای به سبک قرن هجدهم با آن پنجرههای قوسی که کنارش مینشینند و گوشت خوک و تخم مرغ میخورند. آه... نه... ایتالیا... ایتالیای بیرحم... ایتالیای ساده و بیآلایش،... کشیشان سیاهپوش در جایجایِ جاده هستند. عجیب است... چرا هیچوقت از این ویلاها دل نمیکنند.